پژوهشكده تحقيقات اسلامى
47
سرداران صدر اسلام (فارسى)
را بر سرنيزهها كردند و متاركهء جنگ را خواستار شدند . گروهى از نيروهاى على عليهالسّلام كه بعدها ( خوارج ) ناميده شدند آن حضرت را زير فشار قرار دادند تا درخواست دشمن را بپذيرد ، وجنگ را پايان دهد . امّا افرادى چون مالك اشتر ، عدى بن حاتم و عمروبن حمق ، طرفدار ادامهء جنگ تا نابودى كامل نيروهاى معاويه بودند . ولى عليرغم ميل قلبى عمروبه ادامهء جنگ تاپيروزى كامل بردشمن ، او پيرو مطلق و مطيع و فرمانبر از رهبر والامقام خود بود . ازاين رو وقتى على ( ع ) بنا به مصالحى باپيشنهاد دشمن موافقت كرد ، عمرو به آن حضرت گفت : « اى اميرمؤمنان ! به خدا سوگند ، كه ما براى رضاى خدا دعوت تو را اجابت كرده و با باطل جنگيدهايم . ما جز حق چيزى نمىخواهيم . اگر كسى جز تو به ترك مخاصمه نظر مىداد مورد قبول نبود ، ولى وقتى تو دستور مىدهى ما پيرو توئيم و نظرى در برابر تو نداريم » . « 1 » يورش او به عمرو عاص در يكى از روزهاى پايانى جنگ صفين ، معاويه و عمروعاص هر لحظه خطر را نزديكتر مىديدند ، معاويه به عمرو عاص گفت : « اى عمرو ! مردم قبيلهء خود را فراخوان و با كمك آنان حمله كن . كه تنها از آنان كار بر مىآيد . » عمرو نزد يمنىها رفت وگفت : « امروز شما مرد ميدان هستيد ، وعظمت فردا از آن شما است . به همراه من به اين جمع يورش بريد . »
--> ( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 482 ؛ الأمامة و السياسة ، ج 1 ، ص 109 ؛ اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 376 .